جستجو | جستجو در مطالب ميزان پذيرش و سلامت كردار زلالي چرايي كار است

براي جستجو کافيست کل يا قسمتي از عبارت مورد نظر خود را وارد نماييد و بروي دکمه جستجو کليک کنيد

FloatingBlog Change Font
 
     
گزيده اي از : ميزان پذيرش و سلامت كردار زلالي چرايي كار است
پيوند يك كليد طلايي | عمومي

سلام  اگر صادقانه! و روراست! و خالصانه به مخاطب گفتيد آنچه مي خواهد را بدون هيچ قید

 و شرطي همانگونه كه مي خواهد به او مي دهيد ... 

ـ مراقب فريبي كه خوانديد كه هستيد كه؟  هان؟ باز هم مراقب باشيد ... ـ

آنگاه آنگاه آنگاه بايد بايد بايد بدهيد بدهيد بدهيد چرا كه پيمان حرفي است كه مي پرد از

دهان  و اگر پيمان را  مراعات نكنيم واي به حالمان ... واي بر حتي خداوند فرمودند بر

نمازگزاران كه به پيمان وفا نمي كنند و آن را به موقع، به جا و آنگونه كه  بايد و شايسته

است پايه نمي گيرند و سستي مي كنند ... چه رسد به چنين پيمان


نوشته شده توسط مهدي هدايي در 18 دي 1386 ساعت 14:29
حداقل یک تغییر در زندگی بکنیم! که بفهمیم که می توانیم ... | عمومي

سلام

در پست پیشین سیاهه ی رذایل آورده شده بود و قرار داشتم

دوباره کامل آن را بیاورم اما روی همان دوباره پستی کردم تا به این

 وسیله بگویم که تا هنوز زنده اید و سرپا می توانید پاک کنید و

دوباره پستی نمایید لیک، فراموش نکنیم که مرگ از پیش خبر به

 کسی نداده هنوز. بکوشید خوب شوید. همین. نگویید خودت پس

 چی؟ و پیش تر، تعریف خوب را، کاملا پیدا برای خودتان تبیین کنید.

برای تبیین خوب هم می شود از همین لیست رذایل کمک وافری

 گرفت. اگر به چیزی رسیدید که می ارزید بقیه هم به آن برسند خبر

 کنید. یا از طریق نظرات یا از طریق پست الکترونیک. خوب است اگر

 قدری بخشش به دیگران پخش کنید. دانسته های شما در تغییر ما

 ممکن است موثر بیفتند. ممنون می شویم ...

 


نوشته شده توسط مهدي هدايي در 13 بهمن 1386 ساعت 12:18
دیار دیدار | عمومي

دیار «دیدار»

 

 

 

درود

 

بر بندگان شايسته كارت،

 

آنها كه برگزيديشان،

 

بر پيامبرمان، پيامبران و امامان

 

پيشرو هايمان در راسته‌ي رسيدن به خداوند مهربان،

 

و،

 

سلام

 

 

 

 

تقديم به فرشته‌ي پرديسم

و رستم دستان شاعري‌ام
و آنانكه بردبار، مرا يار ماندند
 

به همان ميزان كه بايد

 

و همان گونه كه شايد
 

جز آنكه از « او » برايتان خوبي بخواهم كاري از من نمي‌آيد

 

و سلام

 

 

 

 

 

جواب؟

 

: خويش به خداي بسپار؛

 

كتابش خوان،

 

مطيع طِلق هميشه بمان

 

كم بخور،كم خواب!

 

سكوت كن بسيار ؛

 

بشنو نيز؛

 

نيك وَ بكار!

 

: جواب؟

 

بفرما!

 

« بر دار »

 

 

 

 

نور

 

« نور « اگر خواهيم،

 

» اجازتي « بايست،

 

كليد، براي كسي است كو شايست

 

: شبانه نبايست خوابيد

 

ـ روي » نور « در روشنايي روز » هست «

 

شب فقطْش مي توانيم » ديد « ـ

 

بايد » بها « » داد « و » خريد «

 

:» دل « گرفته به باران، گرفته به باد،

 

شسته، رفته،

 

زمين به شخمْ كشيده كودْ چشانده، مهيا ،

 

خيره فقط بر » ياد « : » كليد « !

 

 

 

 

درآي

 

و آدم گوش به فرمان خداوند نسپرد، خويش و همسرش را از بهشت بيرون برد.

 

شيطان شاد شد.

 

آدم و همسرش، پس از سرپيچي از فرمانِ دوري از نزديكي، عريانيِ نافرماني

 

ديدند و پيِ پوشش خويش دويدند و شـرمگين، جــــــــــــــزاي

 

 كــــــــــــــرده‌ي خـــــــــــــود ( همطرازي شيطان و رانده

 

 شدن ) چشيدند.

 

هوا تاريك،

 

زمان متولد،

 

مكان مشهود شد،

 

و چرخه‌ي جزا آغاز

 

: همگي فرو شويد

 

آن گاه كه نشاني در رسيد

 

به هوش!

 

بگيرد آنكه مرا خواهد

 

و به سوي من آيد،

 

ديري، دوباره به هوش!،

 

نشانه نمي‌پايد.

 

و انسان مانْد و شياطين و شناخت گم شده، گردش ايام با گوناگونه نامهاي

 

غريبِ قرن، پنجاهمين، دهه، سال، فصل، ماه، هفته، روز، شب، ساعت، دقيقه،

 

 ثانيه و كرونومتر هم به بازار زمان تابيد. انسان ولي خوابيد

 

و خواب ديد خدا شده است

 

درِ ماتمِ معنا،

 

براي همين وا شده است

 

خداوندِ مهرين همچنان بي هيچ خشمي مهر ورزيد و مهر ورزيد و مهر ورزيد تا

 

آدميانْ خويش در تنگناي كرده ديد؛

 

شيطان خنديد و خداوند به حساب نشست و كتاب آفريدگان و آدميان بست؛

 

فرائيان فرا شدند و فروديان پست پست پست.

 

بازي تمام شد.

 

انسان،

 

خيال مي‌كرد كسي است لابد

 

كه خواب ديده بود خدا شده است

 

زلزله تعريف،

 

سيل، عبور كوه از ته قيف شد

 

دوزخِ كرده‌هاي ناموزون بشر آتش فشاند

 

و دنيا به عقبي پيوست.

 

ثانيه از هم گسست. جاي، ناي شد. روح از پليد كند، پاك، ابديتِ باور كرده‌ي

 

 خويش ديد.

 

شيطان هنوز به آدم نادان مي‌خنديد:

 

دامن مرا نه جاي گَرد سرزنشي است

 

كسي است، كه گامِ مرا نه گام نهاد

 

كام مرا ناكام كرد و نام خداي خويش بلندِ قامتِ كرده نمود،

 

و رهيده است؛

 

كسي است و، كه او، مرا بر خداي مــــــن برگزيد و كنون، صداي زفير كرده

 

شنيده است

 

مرا نه جاي سرزنشي است

 

خويش ملامت كنند متمردانِ بازناگرد

 

زن و مرد !

 

شيطان « هميشه » نيز گوئيا فقط مي خنديد

 

شيطان مي‌خندد

 

شيطان مي‌خندد

 

شيطان مي‌خندد

 

شيطان مي‌خندد

 

شيطان مي‌خندد

 

شيطان مي‌خندد

 

شيطان مي‌خندد

 

شيطان مي‌خندد


نوشته شده توسط مهدي هدايي در 26 دي 1386 ساعت 14:26
میان درس 1 | عمومي

با نام آفریننده ی مرا پیوسته بیننده، گفته هایم را همیشه وی شنونده، افکارم را خواننده

از کار زشت

و ناشناخته برای سرشت

نماز

بایستی می داشت مرا باز

اگر نکرد

نماز نبود

دوباه از اول

شود آغاز ...

شاید برخی از آن ها که سری به این وبلاگ می زنند دوست داشته باشند بدانند که نمازی که مسلمانان می خوانند ـ شاید خودشان هم می خوانند ـ دارای چه مفاهیم و معانی است. ترجمان فارسی آن تقدیم آنان و همه ی کسانی که اهل نمازند می کنم. اگر اهل نمازید ببینید آیا نماز در شما پیوسته تغییر ایجاد می کند؟ اگرنه، تجدید نظر کنید. شاید دیر شد ...

الله ( تنها شايسته ي پرستش ) ـ‌ باز هم ـ‌ فراترند

از الله درخواست پناهندگي مي كنم تا از شيطانِ‌ دور شده و دور كننده از بارگاه خدا، در امان بمانم

با نام تنها شايسته ي پرستش ( الله ) كه غمخوار آفرينش خويشند و دلسوز دوستان زلال آغاز مي كنم نماز ...

سپاس فقط به الله مي زيبد كه پرورش دهنده ي جهان ها هستند

غمخوارا! دلسوزا!

اي دارنده ي روز رسيدگي، روز سخت جزا!

ـ ما ـ، بنده ي بي چون و چرا براي شماييم و در پي به دست آوردنِ‌ پشتيبانيتان

به ما راه پايه، راه كساني كه آنها را به آن راه برده ايد را نشان بدهيد

با آنها كه مورد خشم شمايند بيگانه مان كنيد

و نيز با آنها كه گم شده اند

با نام تنها شايسته ي پرستش ( الله ) كه غمخوار آفرينش خويشند و دلسوز دوستان زلال آغاز مي كنم نماز ...

بگو: ـ فقط ـ «‌ ايشان »‌، الله، تنها هستند

الله فقط، صد در صدند

چيزي از «‌ ايشان »‌ نيست و « ايشان » از چيزي نيستند و هرگز مانندي برايشان نخواهد بود، تنها هستند

مي گويم: ـ فقط ـ «‌ ايشان »‌، الله، تنها هستند

الله فقط، صد در صدند

چيزي از «‌ ايشان »‌ نيست و « ايشان » از چيزي نيستند و هرگز مانندي برايشان نخواهد بود، تنها هستند

ركوع: تا شدگي براي نمايش بزرگي آفريننده

پروردگارِ بزرگِ‌ من رها هستند و من ـ‌ اينگونه ـ سپاسگزار «‌ ايشان »‌ هستم

سجده: با چانه پيشاني بر خاك ساييدن

پروردگارِ بلند جايگاهِ‌ من رها هستند و من ـ‌ اينگونه ـ سپاسگزار «‌ ايشان »‌ هستم

من با توان و گردانندگي خداست كه بر مي خيزم و مي نشينم

ركعتِ ـ برخاستِ ـ‌ دوم

با نام تنها شايسته ي پرستش ( الله ) كه غمخوار آفرينش خويشند و دلسوز دوستان زلال آغاز مي كنم نماز ...

سپاس فقط به الله مي زيبد كه پرورش دهنده ي جهان ها هستند

غمخوارا! دلسوزا!

اي دارنده ي روز رسيدگي، روز سخت جزا!

ـ ما ـ، بنده ي بي چون و چرا براي شماييم و در پي به دست آوردنِ‌ پشتيبانيتان

به ما راه پايه، راه كساني كه آنها را به آن راه برده ايد را نشان بدهيد

با آنها كه مورد خشم شمايند بيگانه مان كنيد

و نيز با آنها كه گم شده اند

با نام تنها شايسته ي پرستش ( الله ) كه غمخوار آفرينش خويشند و دلسوز دوستان زلال آغاز مي كنم نماز ...

بگو: ـ فقط ـ «‌ ايشان »‌، الله، تنها هستند

الله فقط، صد در صدند

چيزي از «‌ ايشان »‌ نيست و « ايشان » از چيزي نيستند و هرگز مانندي برايشان نخواهد بود، تنها هستند

مي گويم: ـ فقط ـ «‌ ايشان »‌، الله، تنها هستند

الله فقط، صد در صدند

چيزي از «‌ ايشان »‌ نيست و « ايشان » از چيزي نيستند و هرگز مانندي برايشان نخواهد بود، تنها هستند

قنوت ( كليد نور افكن ها ـ دعا ـ‌ را مي زنيم )

اي پروردگار ما و جهان ها! چنان كه « شما » بر محمد و خاندان ايشان درود فرستاديد، ما نيز بر ايشان درود مي فرستيم و خويش و آنچه ارزانيمان داشتيد را به شما مي سپاريم و كارمان را به شما واگذار مي كنيم و از شما بابت كاستي هايمان پوزش
مي كنيم. كمك كنيد تا به آنچه شما براي ما خرسند هستيد خرسند باشيم و در آرامش زندگي كنيم و بدونِ گناه ...، اي «پادشاه!»

ركوع: تا شدگي براي نمايش بزرگي آفريننده

پروردگارِ بزرگِ‌ من رها هستند و من ـ‌ اينگونه ـ سپاسگزار «‌ ايشان »‌ هستم

سجده: با چانه پيشاني بر خاك ساييدن

پروردگارِ بلند جايگاهِ‌ من رها هستند و من ـ‌ اينگونه ـ سپاسگزار «‌ ايشان »‌ هستم

من با توان و گردانندگي خداست كه بر مي خيزم و مي نشينم

تَشَهُد: پذيرفته شده هاي من

پذيرفته ام كه هيچ شايسته ي پرستشي جز الله ( تنها شايسته ي پرستش ) نيست و محمد ـ درود بر ايشان و خاندانشان بادا! از جانب خدا و ما ـ بنده ي خدا و فرستاده ي «‌ ايشان »‌ هستند

ركعتِ ـ برخاستِ ـ‌ سوم

الله رهايند و سپاس فقط به الله مي زيبد و هيچ شايسته ي پرستشي جز الله نيست و الله ـ‌ باز هم فراترند (سه مرتبه تكرار كنيد)

ركوع: خماندن قامت به نشان بزرگي آفريننده

پروردگارِ بزرگِ‌ من رها هستند و من ـ‌ اينگونه ـ سپاسگزار «‌ ايشان »‌ هستم

سجده: با چانه پيشاني بر خاك ساييدن

پروردگارِ بلند جايگاهِ‌ من رها هستند و من ـ‌ اينگونه ـ سپاسگزار «‌ ايشان »‌ هستم

من با توان و گردانندگي خداست كه بر مي خيزم و مي نشينم

ركعتِ ـ برخاستِ ـ‌ چهارم

الله رهايند و سپاس فقط به الله مي زيبد و هيچ شايسته ي پرستشي جز الله نيست و الله ـ‌ باز هم فراترند (سه مرتبه تكرار كنيد)

ركوع: تا شدگي براي نمايش بزرگي آفريننده

پروردگارِ بزرگِ‌ من رها هستند و من ـ‌ اينگونه ـ سپاسگزار «‌ ايشان »‌ هستم

سجده: با چانه پيشاني بر خاك ساييدن

پروردگارِ بلند جايگاهِ‌ من رها هستند و من ـ‌ اينگونه ـ سپاسگزار «‌ ايشان »‌ هستم

تَشَهُد: پذيرفته شده هاي من

پذيرفته ام كه هيچ شايسته ي پرستشي جز الله ( تنها شايسته ي پرستش ) نيست و محمد ـ درود بر ايشان و خاندانشان بادا! از جانب خدا و ما ـ بنده ي خدا و فرستاده ي «‌ ايشان »‌ هستند

سلام:

سلام و غمخواري و گسترش هاي خدا بر شما

پس از پايان، زود نكنيد. قدري بيشتر خدا را نزديك خودتان نگه داريد. «‌ ايشان »‌ تا شما از سجاده برنخيزيد از پيش شما تكان نمي خورند و به حرف ها و خواسته ها و گلايه ها و درد دل هايتان گوش مي دهند و دستور رسيدگي مي فرمايند. اما هرگز توقع نداشته باشيد آنچه خواست شماست انجام شود چرا كه خداي مهربان فقط آنهايي را كه به سود شماست و صلاح ـ اگر قبولشان داريد ـ به سرانجام مي رسانند. و به آن شكلي كه بهتر است نه آن شكلي كه شما مي خواهيد. مثل شما كه براي فرزندان همان كه صلاحشان است مي كنيد و مي خريد و مي بَريد نه دقيقا هرچه بخواهند ...

توجه: براي نماز مغرب به جاي ركعت سوم عين ركعت چهارم را انجام دهيد. نمازهاي پنجگانه عبارتند از صبح ( دو ركعت ) ظهر ( چهار ركعت ) عصر ( چهار ركعت ) مغرب ( سه ركعت ) عِشاء ( چهار ركعت ) و كساني كه دوست صميمي خدا هستند يازده ركعت نيز نيمه شب كه همه ي مردم در خوابند پيش خدا هستند.

دقت در مفاهيم آنچه مي گوييد در راهي كه مي پوييد لذت به شما مي دهد. همچنين فقط اگر در اولين لحظه هاي اذان نماز را پايه ترين كار بگيريد و خدمت حضرت پرودگار برسيد مي توانيد اميدوار باشيد كه جزو دسته ي دائمون در نمازها خواهيد بود. پس بهتر است به محض شنيدن صداي اذان دست از هركاري برداريد و به محضر پر شكوه الله بشتابيد و در حضورشان نماز بگزاريد. سود خوبي بر مي داريد. مطمئن باشيد. قلبتان هم از آن پس عجيب آرام و قرار مي گيرد. خدا پشت و پناهتان بادا!


نوشته شده توسط مهدي هدايي در 23 دي 1386 ساعت 14:02
نتیجه جستجو برای شان ( تعداد نتایج 1 )
بازگشت همه به سوی خدا با "کوله"شان است | عمومي

من یک مسیرم ... یک معبر ... من یک دَرم، ـ نه دِرَم، دینار، پوند و یورو، نه دلار ـ، که برای شما آزادی بخرم، شادی، شور، شعف اما نه از نوع کف ... بلک، از نوع ماندنیش: حضوری نشسته بر هدف. من مِهدایم که روزی مهدی بودم نه پریسال ها بلک همین انگار دی



مطالب مرتبط :

برچسبها : بازگشت - همه - سوی - خدا - کوله - شان - است
نوشته شده توسط مهدي هدايي در آدینه 31 اردیبهشت 1389 ساعت 10:01
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: براي مشاهده هر پوشه يا مطلب کافيست بروي عنوان آن کليک نمائيد تا باز يا بسته شود
صفحات:
صفحه بعدي - صفحه شانسي - صفحه قبلي
ليست برچسبهاي وبلاگ
کوله - شیطان - سلام - حضَر - نداشته - تکرار - مطلب - معیار - چرا - عقرب - شاید - دیدار - شروع - یکبار - گام - بهشت - شما - شدن - طاقتیم - شود - نمایید - شرایط - زرشک - برای - نیکی - توانیم - نقطه - برداشت - توست - ندهم - شویم - سوی - آمار - خرد - ادامه - عمل - کندخوانی - کردیم - اختیار - ژرفا - فرصت - های - است - خیابان - جای - بخورد - هستید - خواهد - بهکاریتان - نظارت - نیاز - خواری - آنها - سفر - کردم - بفهمیم - آزادی - الآن - شستار - اعظم - زنده - فریب - خواست - کاشتن - مارها - بزرگترین - وگرنه - لیاقت، دارایی، - مزرعه - اعلام - دریافت - کیمیاگری - تولد - حداقل - نمی‌کنیم؟ - بپری - آدمهاست - اگرنه - همان - عملی - محل - کنید - اگر - مهره - دیدی - نوشته - لیاقت - جدید - ماندگی - اما - میوه - نوعی - دوبنده - دوردست - خوب - پیری - جهان - چگونه - بود - وقتتان - بدهید - زعفران - همانی - امشب - میانسالی - اسم - انسان - حالای - شماست - میان - همین - اسفل - تقویم - جدی - کلید - سودمندم - بعد - لطفاَ - شادمانی - کشف - پاسخ - سوم - مرور - جوانی - کارآ - خواهش - خوشمزگی - انجامشان - زندگانی - درون - کنم - همه - هرکس - حَذر - شیطانی - راز - برگرداندیمش - جنسی - دله - هرکه - نزدیک - تجمع - نخستین - همیشه - باید - بمانی - بازگشت - خلاصه - ... - آدمیانند - مگر - شایسته - پیوند - مرد - طلایی - عقب - یکم - مرا - تمرین - نظر - جوی - اینکه - این - حتماَ - شان - جنین - کودکی - دعوت - نظری - واژه - بگسترانید - خوش - نوجوانی - اختیاری - صحیحی - خانه - تعریف - کاربرد - کجایم - بدی - هدر - تمشک - ناکامند - اخلاق - آخِرین - نادار - درس - اولین - دروس - بخوانید - دهم - هزار - نداریم - قیامت - حتی - گرفته - السافلین - گشود - اوست - پله - باشد - بنویسید - تغییر - گنجاندیم - مدام - خدا - بگیریم - انتخاب - بسته - آموزش - توان - ایرانی - کنیم - آدمها - رایگان - هرچه - خدانگهدارتان - جبری - طبق - زندگی - جبر - نسخه - صحیح - بار - قدر - مار - دیار - نیست - صفر - آغاز - آخرین - محکم - سخنرانی - چه، چگونه، خسته - تشرف - مثل - بمانم - بکنیم